شهید حاج محمد ابراهیم همت:
....... و وجدان قاضی خوبی است.شبها بنشینیم این وجدان را قاضی کنیم.امروز من کار خود را کردم یا نکردم.وجدانتان به شما می گوید چکار کنید.نه بگویید فرمانده ی لشکر،نه بگویید فرمانده ی گردان،نه فرمانده ی تیپ.وجدانتان را قاضی کنید، ببینبد آن وظیفه ای که بر عهده ی شما بود انجام داده اید یا نه.
شهید حاج محمد ابراهیم همت:
به خدای یکتا پناه می برم،از آن عزیز مقتدر مدد و استعانت می جویم،تا باری را که به شانه گرفته ام با سربلندی و سر افرازی به مقصد برسانم.تنها به یاد خدا باشید،به او پناه ببرید و توکل به خدا داشته باشید.
شهید حاج محمد ابراهیم همت:
ما هرچه داریم از شهدا داریم و انقلاب خون بار ما حاصل خون این عزیزان است.جنگ در تمام تاریخ بشریت،چه در لیست استکبار و چه در جنگهای اسلامی و در صدر اسلام و تمام غزواتی که پیامبر شخصا در آنها حضور داشت همیشه این مشخص بود که جنگ حالت سکه ی چند رو دارد
همسر شهید همت می گوید:
از اینکه منتظر پایان جنگ بودیم،دلگیر می شد.می گفت:این خواسته ها و آرزوی مردم عادی است که عمق و ارزش واقعی جنگ را نمی فهمند.خداوند بنده اش را که خلق کرده او را در معرض آزمایش و امتحان قرار می دهد و امتحان در راحتی و راحت طلبی نیست،بلکه در سختی است.
یکبار پرسیدم:کی می شود جنگ تمام شود و ما یک زندگی راحت و معمولی داشته باشیم.
با ناراحتی گفت:این را مطمئن باش روزی که جنگ ایران و عراق تمام شود،آن روز اولین روز فراق ما خواهد بود.چرا که در آن صورت وضعیت فرق خواهد کرد.اگر الان جنگ در این طرف مرز است،بعد از نابودی حکومت بعث عراق،جنگ به آن طرف مرزها کشیده می شود.
اینها همه نشانه ی عشق او به شهادت بود.
یکبار می گفت:من دو آرزو دارم،اولین آرزو شهادت است و دومی که مهمتر از آرزوی اولم است،این که لحظه ای بعد از امام نفس نکشم.همیشه در دعاهایم از خداوند درخواست کرده ام برای لحظه ای هم که شده،مرا زودتر از امام پیش خود ببرد.
سردار خبیر