تبليغاتX
rsol

+ وصيت نامه فاتح خرمشهر شهيد حاج احمد کاظمي

الله اکبر

 اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علياً ولي الله

 خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم که از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه کس هستي و قادر توانايي، اي خداوند کريم و رحيم و بخشنده، تو کرمي کن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

   نمي‌دانم چه بايد کرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند کلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم که نمي‌دانم کدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، که در يک کلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌کرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم کن، اي خدا يا رب العالمين.

  راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر کرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل کنم. اي خداي کريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و کريم، تو کمک کن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

 گرچه بدم ولي خدا تو رحم کن و کمک کن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌کنم، از روي سرکشي نيست. بلکه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فکر مي‌کنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي کريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، کار خوب نکردن، بنده خوب نبودن،... ديگر...

 حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عکس نگاه مي‌کنم. از درد سختي که تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم که بايد سختي دوران را طي کنم. الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همه بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

  منزل ظهر جمعه 6/4/82

 اللهم الرزقنا توفيق الشهاده في سبيلک

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:19  توسط رسول جلالي  | 

شهید حاج محمد ابراهیم همت:

....... و وجدان قاضی خوبی است.شبها بنشینیم این وجدان را قاضی کنیم.امروز من کار خود را کردم یا نکردم.وجدانتان به شما می گوید چکار کنید.نه بگویید فرمانده ی لشکر،نه بگویید فرمانده ی گردان،نه فرمانده ی تیپ.وجدانتان را قاضی کنید، ببینبد آن وظیفه ای که بر عهده ی شما بود انجام داده اید یا نه.

 شهید حاج محمد ابراهیم همت:

به خدای یکتا پناه می برم،از آن عزیز مقتدر مدد و استعانت می جویم،تا باری را که به شانه گرفته ام با سربلندی و سر افرازی به مقصد برسانم.تنها به یاد خدا باشید،به او پناه ببرید و توکل به خدا داشته باشید.

 

شهید حاج محمد ابراهیم همت:

ما هرچه داریم از شهدا داریم و انقلاب خون بار ما حاصل خون این عزیزان است.جنگ در تمام تاریخ بشریت،چه در لیست استکبار و چه در جنگهای اسلامی و در صدر اسلام و تمام غزواتی که پیامبر شخصا در آنها حضور داشت همیشه این مشخص بود که جنگ حالت سکه ی چند رو دارد

  همسر شهید همت می گوید:

از اینکه منتظر پایان جنگ بودیم،دلگیر می شد.می گفت:این خواسته ها و آرزوی مردم عادی است که عمق و ارزش واقعی جنگ را نمی فهمند.خداوند بنده اش را  که خلق کرده او را در معرض آزمایش و امتحان قرار می دهد و امتحان در راحتی و راحت طلبی نیست،بلکه در سختی است.

یکبار پرسیدم:کی می شود جنگ تمام شود و ما یک زندگی راحت و معمولی داشته باشیم.

با ناراحتی گفت:این را مطمئن باش روزی که جنگ ایران و عراق تمام شود،آن روز اولین روز فراق ما خواهد بود.چرا که در آن صورت وضعیت فرق خواهد کرد.اگر الان جنگ در این طرف مرز است،بعد از نابودی حکومت بعث عراق،جنگ به آن طرف مرزها کشیده می شود.

اینها همه نشانه ی عشق او به شهادت بود.

یکبار می گفت:من دو آرزو دارم،اولین آرزو شهادت است و دومی که مهمتر از آرزوی اولم  است،این که لحظه ای بعد از امام نفس نکشم.همیشه در دعاهایم از خداوند درخواست کرده ام برای لحظه ای هم که شده،مرا زودتر از امام پیش خود ببرد.

                                                                           سردار خبیر

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:10  توسط رسول جلالي  | 

هترين زن  : حضرت فاطمه زهرا (س)

بهترين باغ  : بهشت

بهترين قصه  : قصه حضرت يوسف (ع) در قرآن

بهترين علما :  نماز اول وقت

بهترين واجب :  نماز

بهترين عيد  :  عيد سعيد غدير خم

بهترين مال  :  مال حلال

بهترين خانه  : كعبه

بهترين موجودات  : انسان

بهترين شب ها  :  شب هاي قدر

بهترين روز  :  روز جمعه

بهترين ماه :  ماه مبارك رمضان

بهترين دين  :  اسلام

بهترين كتاب  :  قر آن كريم

بهترين جمله  :  لا اله لا الله

بهترين خوردني  :  عسل

بهترين مذهب :  شيعه دوازده امامي

بهترين نوشيدني  :  شير

بهترين نمازها :  نماز جماعت

بهترين كار خير :  فرياد رسي داد خواهان

بهترين رنگ  :  سفيد

بهترين نام  :  نام گرامي رسول اكرم (ص) ((محمد))

بهترين فرزند :  فرزند صالح

بهترين سنگ : حجر الا سود

بهترين دوست  :  كتاب

بهترين گل :  گل محمدي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:6  توسط رسول جلالي  | 

 

بسیج یعنی حضور

بسیج یعنی حضور بهترین و بانشاط ترین و باایمان ترین نیروهای عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد، همیشه بهترین و خالص ترین و شرافتمندترین و پرافتخارترین انسانها این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه گذاری کنند.

  بسیج یعنی ایمان عاشقانه

علت اینکه در کشور ما بسیج این طور درخشان شد و شکفت چه بود؟ ایمان عاشقانه، ایمان عمیق، ایمان توام با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است، مثل بعضی از ملتهای دیگر، عواطف در این ملت جوشان است کلید بسیاری از مشکلات است. این ایمان با آن عواطف همراه شد و این رودخانه عظیم خودشان را به این دریای پهناور تبدیل کرد و مشکلات را در هر جایی که لازم بود از بین برد.

   بسیج یعنی پاک ترین انسانها

بسیج عبارت است از مجموعه‌ای که در آنها پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. ... مجموعه‌ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می کند...بسیج در حقیقت مظهر یک وحدت مقدس میان افراد ملت است...بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلند کردن کشور و ملت است.

  بسیج یعنی حرکت

بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام – و به طریق اولی – جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید: [ هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین] ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد.

بسیج یعنی قدرت

این کار خدا بود که بسیج ملت ایران بتواند در سخت ترین میدانها که همان میدان جنگ است چنان قدرتی از خود نشان بدهد که دیرباورترین افراد هم قبول کنند که ملت ایران دارای توانایی است...بسیج یعنی کل نیروهای مؤمن و حزب اللهی کشور ما این که امام گفتند «بسیج بیست میلیونی» یعنی این.

  بسیج یعنی تلاش و جهاد مخلصانه

اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نیروهای مسلح و بسیج مردمی در دوران جنگ هشت ساله نشان دادید و حقیقتاً اسلام را روسفید و امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را سربلند ساختید و اگر نبود خونهای مطهر و معطری که در راه خدا بر زمین ریخته شد؛ یقیناً امروز از نظام اسلامی اثری نبود و پرچم قرآن چنین سربلند نمی شد.

  بسیجی یعنی مغز متفکّر

بسیجی یعنی دل باایمان، مغز متفکّر – دارای آمادگی برای همه میدانهایی که وظیفه این انسان را به آن میدانها فرا می خواند، این معنای بسیجی است.

   بسیج یعنی آبادانی

امروز هم، بسیجی برای کشور دل می سوزاند برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خود هم می گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه‌ای، چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی – به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد......امام فرمودند «بسیج باید سازماندهی بشود، باید یکدیگر را بشناسند، باید آمادگی به وجود بیاورند و آن را حفظ کنند» امروز هم تکلیف بزرگ شما همین کارست. خیال نکنند که بسیج یک امر احساسی است. بسیج یک امر منطقی و فکری و ریشه دار و عمیق است و کسانی که در کار این حقیقت بزرگ شرکت دارند؛ همه آحاد ملتند، هر کسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار کند. بسیجی بودن، مایه سرافرازی و سربلندی پیش پروردگار است. .... فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است.

   بسیج یعنی ارزش

هفته بسیج در حقیقت فرصت و بهانه‌ای برای زنده نگه داشتن ارزشها و روح بسیجی در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پرشور و مدافعان عاشق صادق است. ... همان طور که امام و پیشوای راحل عظیم الشأن ما فرمودند، من هم آرزو می کنم و از خدا می‌خواهم که با بسیجیان محشور باشم. بسیج یک افتخار و یک ارزش است. سعی کنید این روحیه بسیجی را برای کشور و انقلاب و اسلام حفظ کنید.

   بسیج یعنی الگو

شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.

   بسیج یعنی سعادت ابدی

روحیه بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بر دوش دارد که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست - به سرمنزل برساند، لذا بسیج تمام شدنی نیست.

  بسیج یعنی یک فرهنگ

بعضى در ميدان بسيج، خلوص و صفايشان مثل خورشيد مى‏تابد و انسان را مجذوب مى‏كند. به‏هرحال، بسيج يك فرهنگ است؛ بسيج، يك ذهنيت برجسته و والا در جامعه‏ى ماست...شما آن نسلى هستيد كه اگر خوب عمل كرديد، آينده‏ى اين كشور را - صد سال، دويست سال يا بيشتر - تضمين خواهيد كرد. همين بيدار شدن، همين حساس بودن، همين انگيزه داشتن، همين ايمان، همين اميد، همين تكيه به هدايت الهى و اعتماد به كمك الهى، قواره‏ى اصلى بسيج است؛ اين يك فرهنگ است. اگر اين‏طور حركت كنيم، خداى متعال كمك خواهد كرد. كمك الهى متعلق به همه‏ى خلايق است؛ به شرطى كه خودشان را آماده‏ى دريافت اين كمك كنند؛ دستشان را دراز كنند و اين ميوه را بچينند؛ از جا بلند شوند، همت كنند و از اين ميوه استفاده كنند؛ اين، در اختيار همه است.

  بسیج یعنی مظهر تجدد و نوگرايى

بسيجى يعنى چه ؟ بسيج يعنى به صحنه آمدن و به ميدان آمدن. چه ميدانى؟ ميدان چالش‏هاى حياتى و اساسى. ميدان‏ها و چالش‏هاى اساسى زندگى چيست؟ فقط آن وقتى است كه به كشورى حمله شود و مردم آن كشور به صحنه بيايند تا از مرزهاى خودشان دفاع كنند؟ البته كه نه؛ اين فقط يكى از موارد به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه هويت ملى و سياسى يك ملت مورد مناقشه قرار مى‏گيرد، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه به فرهنگ و اعتقادات و باورهاى ريشه‏دار يك ملت اهانت مى‏شود و آن را تحقير مى‏كنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه نسل برگزيده‏ى يك ملت احساس مى‏كنند از غافله‏ى دانش عقب مانده‏اند و بايد علاجى بكنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه احساس بشود پايه‏هاى يك زندگى مطلوب و عادلانه در كشور احتياج به تلاش دارد تا ترميم و يا استوار شود، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه جبهه‏هاى فكرى و فرهنگى دنيا براى تسخير ملتها با ابزارهاى فوق مدرن می ‏آيند تا ملتى را از سابقه و فرهنگ و ريشه‏ى خود جدا كنند و براحتى آن را زير دامن خودشان بگيرند، جاى به ميدان آمدن است. همه‏ى اينها انسانهايى را مى‏طلبد كه نياز را احساس كنند...تجدد و نوگرايىِ حقيقى و باز كردن ميدان‏هاى تازه‏ى زندگى، مطلوب اسلام است؛ اصلاً اسلام اين را از انسان خواسته؛ اين به بركت تأمل، تعمق، كار درست، كار فكرى، تلاش عملى، مجاهدت، استقبال از كار و از خطر در همه‏ى ميدان‏ها، و همتها را بلند كردن به‏دست مى‏آيد. اين كارها مربوط به كيست؟ مربوط به بسيج است. اگر بسيج را درست معنا كنيم، همين است. بسيج همچنين يعنى انسان باهمتى كه غيرت دينى و دانايىِ فكرى و نيازشناسى و ابتكار و جوشش ذهنى و خلاقيت دارد و وارد ميدان می ‏شود.

 

 اگر بخواهيم بسيج را در يك تعريف كوتاه معرفى كنيم، بايد بگوييم: بسيج، عبارت است از مجموعه‏اى كه در آن، پاكترين انسانها، فداكارترين و آماده‏به‏كارترين جوانان كشور، در راه اهداف عالى اين ملت و براى به كمال رساندن و به خوشبختى نائل كردنِ اين كشور، جمع شده‏اند

. بسيج، عبارت است از تشكيلاتى كه در آن، افرادِ متفرّق و تنها، به يك مجموعه عظيم و منسجم و به يك گروه آگاه، متعهّد، بصير و بيناى به مسائل كشور و به نياز ملت، تبديل مى‏شوند؛ مجموعه‏اى كه دشمن را بيمناك و دوستان را اميدوار و خاطرجمع مى‏كند. معناى بسيج، اين است. 

بسيج، يكى از بركات انقلاب و از پديده‏هاى بسيار شگفت‏آور و مخصوص اين انقلاب است؛ اين هم يكى از آن گنجينه‏هاى معنوى بى‏پايانى است كه امام بزرگوار ما با ديد الهى خود و با حكمتى كه خداى متعال به او ارزانى كرده بود، براى كشور و ملت و انقلاب ما به يادگار گذاشت.

بسيج در حقيقت، مظهر يك وحدت مقدّس، ميان افراد ملت است.

. همه ميدانهايى كه بسيج در آن حضور پيدا كرده است، ميدانهاى ملى است؛ ميدانهاى مربوط به همه ملت - مثل ميدان دفاع مقدّس، ميدان سازندگى و خدمات عمومى - است. هيچ‏وقت كشور، از يك مجموعه عظيمى كه از بهترين فرزندان كشور و با اين خصوصيات تشكيل شده است، بى‏نياز نيست.

. بسيج، به جوانان اختصاص ندارد؛ جوان و پير، دوش به دوش در آن حركت مى‏كند. پدر و پسر با هم مى‏آيند. امروز با هم هستند. بسيج، اختصاص به مردان ندارد؛. نام و نشان در آن نقشى ندارد؛ مسؤوليت مطرح است. هر وقت كه كشور گره‏اى داشته باشد، آن سرانگشتى كه در درجه اوّل بايد آن گره را باز كند، نيروى عظيم بسيج مردمى است.

علّت اين‏كه در كشور ما بسيج اين‏طور درخشان شد و شكفت چه بود؟ ايمان عاشقانه، ايمان عميق، ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است

بسيج در واقع، مظهر عشق و ايمان و آگاهى و مجاهدت و آمادگى كامل، براى سربلند كردن كشور و ملت است.
بسيج، يك حركت بى‏ريشه و سطحى و صرفاً از روى احساسات نيست. بسيج يك حركت منطقى و عميق و اسلامى و منطبق بر نيازهاى امروز دنياى اسلام و - به طريق اولى‏ - جامعه اسلامى است.

كسى خيال نكند كه بسيج، يك حاشيه است و ملت و دولت و حكومت، به راهى مى‏روند و بسيج هم در كنارى نشسته و به خود مشغول است؛ خير. «بسيج» متنِ حركت نظام است. همه بايد بسيجى باشند. دولت و مسؤولان هم بايد بسيجى باشند و بحمداللَّه هستند. بسيارى از بلند پايگان و مسئوولان برجسته كشور، حقيقتاً بسيجى و داراى فرهنگ و عقايد و حركت بسيجى هستند.

بسيجى كسى است كه براى ارزشهاى اسلام، اهميت قائل است و معتقد به خدا و خاضع و خاشع در مقابل پروردگار عالميان است.

بسيجى بلندهمّت است. خواسته ‏هاى او بزرگ و در حدّ اعتلاى كشور است. خواسته او، نجات همه آحاد بشر و رفع فساد و فقر و تبعيض و بى ‏عدالتى و سلطه دشمن است.

فرهنگ بسيجى، فرهنگ معنويّت و شجاعت و غيرت و استقلال و آزادگى و اسير خواستهاى حقير نشدن است

ویژگی  بسیج

بسيج نماد حضور ملى و مقاومت ملى و آگاهى يك ملت است؛ آن هم آگاهى همراه با تحرك، همراه با معنويت و همراه با اخلاص.(2/6/84 ستاد نمسا)

بسیج حجم پر کیفیت عظیمی از نیروهاست با تنوع و همه جانبه گی زیاد. .(2/6/84 ستاد نمسا)

بسیج حقیقتی شبیه افسانه هاست. .(2/6/84 ستاد نمسا)

     بسیج برای جوانان شور آفرین است برای دوستان امید آفرین و برای دشمنان بیم آفرین است. .(2/6/84 ستاد نمسا)

بسيج يعنى حركت عظيم ملت ايران، همراه با آگاهى؛ احساس آميخته‏ ى با عقلانيت؛ حركت و عمل آميخته‏ى با مبناى فكرى؛ عمل‏گرايى همراه با آرمان‏گرايى و ديدن افق‏هاى دوردست؛

مکتب بسیج ، مکتب مجاهدت معنوی و مخلصانه است.(2/6/84)

در حقیقت بسیج یک فرهنگ و یک حرکت فرهنگی است. فرهنگ بسیجی یعنی چیزی که ما برای هر یک از آحاد جامعه اسلامی آن را آرزو می کنیم. (8/9/74)

 گستردگی بسیج

دامنه‌ بسيج‌ خیلی وسیع تر از نیروی مقاومت بسیج است، کشور به نیروی مقاومت بسیج نیاز دارد، اما به بسیج عظیم مردمی در همه میدان های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و ( آن وقتی که لازم باشد) نظامی نیز نیازمند است. (21/8/80)

بسیج مرز صنفی و مرز جغرافیایی و قومی نمی شناسد، همه اقوام ایرانی، همه اصناف گوناگون ملی در سطوح مختلف فکری از انسان های نخبه برجسته ممتاز در میان اهل علم و دانشجویان تا جوان های فعال و پرشور صحنه های دیگر، همه در بسیج جمع اند. (2/6/84 ستاد نمسا)

بسیج در واقع یک حرکت گسترده مردمی، خیلی ها ممکن است داخل نیروهای بسیج و گردان های مقاومت و نیروی مقاومت سپاه هم نباشند اما در دل بسیجی باشند

کارکردهای بسیج

 نیروی مقاومت بسیج با فعالیت وابتکار وحضور خود ،مانند لوکوموتیوی است که قطار عظیم بسیج ملت ایران را به پیش می راند . (اردوی رزمی – فرهنگی علویون 21/8/80)

وظیفه نیروی مقاومت بسیج ،الگو شدن برای همه جوانهای بسیجی در کشور است جوانی که در نیروی مقاومت بسیج به عنوان یک نیروی بسیجی ،خود را خدمتگزار اهداف انقلاب وآرمان های اسلامی می داند ،باید آنچنان خود را بسازد که مثل شمعی پروانه ها را به دور خود جمع کند ،سازندگی علمی ،اخلاقی ،معنوی ،فکری ،سیاسی داشته باشد .(21/8/80)

بسیج برای نهضت های آزاددیبخش در جهان مثل فلسطین ولبنان نقش الگو دارد . (2/6/84)

برای بیداری جوانان دانشجو در سرتاسر دنیای اسلام ،این الگو گیری از بسیج است . (2/6/84)

بسیج یک سازمان مشخص رزمی مثل دیگر سازمان ها نیست .بسیج یعنی متن ملت وهمه آحاد مومن ویک حقیقت گسترده در تمام زوایای جامعه .(8/9/74)

بسیج متن حرکت نظام است .

 ویژگی های بسیجی

هرکس که دردل برای سرنوشت خود ،سرنوشت این ملت وآینده ایران اسلامی ارزش قائل است آن کسی  است که برای استقلال وهویت ملت خود ارزشی قائل است ،آن کسی که از تسلط قدرت های بیگانه بیزار است ،آن کسی است که برایش آینده کشور و این ملت وآینده دنیای اسلام یک هدف بزرگ محسوب می شود ،آن کسی که از رنج های ملت فلسطین دلش خون است ... آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند وخودشان در قله کمال قرار بگیرند ،آن کسی که این احساسات واین درک ها را دارد وحاضر است در این راه قدمی بردارد او بسیجی است .

یک سیاستمدار بسیجی ،یک نظامی بسیجی ،یک دانشجوی بسیجی ،یک روحانی بسیجی ،یک کشاورز بسیجی ،یک کارگر بسیجی ،یک محقق دانشمند بسیجی،یک استاد بسیجی ،ازهمه قشرها یکی بسیجی آن کسی است که مقدورات وامکان خود را در راه هدف های عظیم این ملت به میدان می آورد ،خود را سهیم می کند ،خود را مسئول می داند .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:5  توسط رسول جلالي  | 

 برخي از فرمايشات حضرت امام خميني «ره» درباره بسيج عبارتست از :

  •    « ائمه ما با همان ديد الهي که داشتند ، مي خواستند که اين ملت ها را با هم بسيج کنند از راههاي مختلف ، اينها را يکپارچه کنند تا آسيب پذير نباشند.»
  •    « مملکت اسلامي بايد همه اش نظامي باشد و تعليمات نظامي داشته باشد.
  •    « اگر دفاع بر همه واجب شد ، مقدمات دفاع هم بايد عمل شود ... اينطور نيست که واجب باشد بر ما که دفاع کنيم و ندانيم چه جور دفاع کنيم.»
  •     « ارتش بيست ميليوني (بسيج) فرمول دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي است.»
  •    « بسيج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهيدان گمنامي است که پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده اند.»
  •     « بسيج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکيل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده اند.»
  •    « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد»،
  • « بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»
  • « سنگ بناي بسيج بر حكم فقهي و جهادي استوار است؛ جهادي كه مبتني بر روحيه دفاعي باشد و نه تهاجمي يا جهان گشايي »
  • « اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد والا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند، بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد .»
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:3  توسط رسول جلالي  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بسمه تعالی

خداى سبحان همه جهان را با یك فیض اداره مى‌كند؛ هم نظام تكوین را با یك فیض عام تربیتى به كمال راهنمایى مى‌كند و هم نظام تشریع را با یك هدایت نورانى به كمال لایق، رهنمود می‌دهد. درباره نظام تكوین مى‌فرماید: "و ما امرنا الا واحدة"(1) ما با یك امر، همه هستى را مى‌پرورانیم. درباره نظام تشریع نیز مى‌فرماید: "قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا"(2) من با یك موعظه و رهنمود، جهان بشریت را تربیت مى‌كنم و آن این است كه: براى خدا برخیزید. آنها كه در تهذیب روح كوشش كرده‌اند مى‌گویند: اولین قدم، یقظه و بیدارى است. انسان خوابیده، نه مى‌ایستد و نه مى‌رود. اگر زلزله‌اى بیاید، خانه بر سر او مى‌ریزد و اگر سیلى بیاید، جسد او روى آب پیدا مى‌شود و طعمه هر حادثه تلخ دیگر خواهد شد. انسان بیدار است كه خطر را حس مى‌كند و از آن مى‌رهد. انسان غافل در خواب است و حدیث پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم: "الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا"(3) ناظر به همین معناست. همچنین در سخنان نورانى على بن ابیطالب امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: "نعوذ بالله من سبات العقل"(4) ما از خواب و تعطیلى عقل به خدا پناه مى‌بریم. عقل بشر آن جا كه نمى‌فهمد، معطل و آن جا كه مى‌فهمد ولى كارى نمى‌كند خاموش است. عقل، چه عقل نظرى و چه عقل عملى، باید كوشا و فعال باشد. اگر كسى بیدار شود، این بیدارى با حركت آمیخته است. اول، بیدارى از خواب، آنگاه ایستادگى و آنگاه سیر است.

نجوا كنندگان در هر جا و در هر شرایطى باشند خدا با آنهاست. بنابراین، بر اساس این اصل كه خدا با همه ما در همه شرایط هست، توهم مى‌شود هنگامى كه ما بر بلندى صعود مى‌كنیم، در كبریایى با خدا شریك شده‌ایم، از این رو براى نفى این توهم تكبیر مى‌گوییم و تكبیر بدین معناست كه خدا منزه است از این كه در كبریایى شریك داشته باشد. همچنین هنگامى كه هبوط مى‌كنیم، توهم مى‌شود كه خداى سبحان نیز هبوط مى‌كند! پس براى زدودن این توهم نیز در حال نزول، سبحان الله مى‌گوییم.

راه غفلت‌زدایى، چنانكه گذشت، ذكر است؛ كتاب و سنت براى غفلت‌زدایى از انسان، اذكار را به عنوان ادعیه و عبادات، مشخص كرده‌اند تا انسان، هنگام صبح، ظهر، شام، قبل و بعد از خواب، هنگام خوردن غذا و پس از آن، هنگام مشاهده مرده یا بیمار یا بعد از بهبودى از بیمارى و در روزهاى هفته و در ساعات روز و در اعیاد دینى و مانند آن، ذكرى مناسب بگوید.(5) به ما دستور داده شده است كه در كنار سفره براى هر یك از انواع غذا بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم و اگر موفق نشدیم، در طلیعه امر بگوییم: بسم الله من اوله الى آخره و اصولا گفتند هر كارى كه مى‌كنید، در آغاز بسم الله الرحمن الرحیم بگویید كه به این ترتیب، آن كار نمى‌تواند چیزى جز واجب و مستحب باشد. البته اگر مباح هم باشد مى‌شود به آن، صبغه عبادى داد. اولا، نمازهاى پنجگانه شبانه روز از بهترین مصادیق ذكر خدا و از مهم‌ترین عوامل غفلت‌زدایى است: "اقم الصلوة لذكرى"(6) و نمازگزار با خداى خود مناجات دارد: "المصلى یناجى ربه"(7) چون نمازگزار با خداى خود، مناجات مى‌كند، شایسته است تمیزترین لباس را در هنگام نماز بپوشد و معطر باشد. ثانیا، پس از این مناجات(نماز) مستحب است نمازگزار سى و چهار بار الله اكبر، سى و سه بار، الحمدلله و سى و سه بار سبحان الله بگوید و این ذكرى است كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم به وجود مبارك حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله علیها آموخت. صدرالدین قونوى از جامع الاصول ابن اثیر نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با سپاهیانش هر گاه به فرازى مى‌رسیدند، هنگام صعود، الله اكبر و هنگام هبوط، سبحان الله مى‌گفتند و در همان حدیث آمده است كه روش نماز نیز بر همین اساس، تنظیم شده است: "كان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم و جیوشه اذا علوا الثنایا كبروا و اذا هبطوا سبحوا، فوضعت الصلوة على ذلك."(8) چون انسان در نماز، هر وقت سر برمى‌دارد الله اكبر و هر وقت خمیده مى‌شود (ركوع) یا پایین‌تر مى‌رود (سجود) سبحان الله مى‌گوید. در شرح این حدیث، جناب ابوالمعالى مى‌گوید: ذات اقدس اله در سوره حدید مى‌فرماید: "هو معكم این ما كنتم"(9) هر جا باشید خدا با شماست؛ همچنین در سوره مجادله مى‌فرماید: "ما یكون من نجوى ثلاثة الا هو رابعهم ولا خمسة الا هو سادسهم ولا ادنى من ذلك ولا اكثر الا هو معهم این ما كانوا"(10) نجوا كنندگان در هر جا و در هر شرایطى باشند خدا با آنهاست. بنابراین، بر اساس این اصل كه خدا با همه ما در همه شرایط هست، توهم مى‌شود هنگامى كه ما بر بلندى صعود مى‌كنیم، در كبریایى با خدا شریك شده‌ایم، از این رو براى نفى این توهم تكبیر مى‌گوییم و تكبیر بدین معناست كه خدا منزه است از این كه در كبریایى شریك داشته باشد. همچنین هنگامى كه هبوط مى‌كنیم، توهم مى‌شود كه خداى سبحان نیز هبوط مى‌كند! پس براى زدودن این توهم نیز در حال نزول، سبحان الله مى‌گوییم(11)؛ یعنى، او منزه از هبوط است: با این كه خدا در همه جا با ماست در حال ركوع و خمیدگى، سجود و افتادگى، اضطجاع، استلقاء و در اعماق زمین و اوج آسمان، اما سبحان الله كه خود، پایین، خمیده، افتاده مضطجع و مستلقى باشد! اما وقتى انسان بر فراز بام ساختمانى مى‌رود یا به قله كوهى صعود مى‌كند یا سر از ركوع یا سجود بر مى‌دارد، جلوه كبریایى حق براى او روشن‌تر مى‌شود و بنابراین، الله اكبر مى‌گوید؛ یعنى، گرچه خدا در همه حالات با ماست، اما این بدان معنا نیست كه وقتى ما سر از ركوع بر مى‌داریم، او نیز سر بر مى‌دارد! او اكبر و برتر از این اوصاف است: الله اكبر من ان یوصف.(12) از این جا معلوم مى‌شود كه دیگران در حال نماز هم غافلند، ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در غیر نماز نیز حالت نماز داشت. بهترین حال براى انسان، همان حالت مناجات با خداست و نماز جلوه‌گاه این مناجات است: "لو یعلم المصلی من یناجی ما انفتل"(13) اگر نمازگزار بداند كه با خدا مناجات مى‌كند و مناجات با او لذیذ و گوارا باشد، هرگز نماز را رها نمى‌كند، چنانكه گفتگو با دوست در كام انسان شیرین است و هر چند طولانى شود از آن احساس ضعف و خستگى نمى‌كند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:1  توسط رسول جلالي  |