تبليغاتX
rsol

شهید حمید باکری:

دعا کنید که خدا مرگ شما را شهادت قرار بدهد . در غیر این صورت زمانی فرا می رسد . که جنگ تمام می شود و رزمندگان به سه قسمت تقسیم می شوند : دسته ای مخالف با گذشته خود و دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد پس از خدا بخواهید که را وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون دو دسته ی اول ختم به خیر نخواهند شد و جزء دسته ی سوم ماندن بسیار سخت خواهد بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:37  توسط رسول جلالي  | 

1)     اخلاص بسیجی:

بسیجی کسی است که فقط رنگ خدایی را پذیرفته است.

«صبغه الله و من احسن من الله صبغه ـ سوره بقره آیه 138ـ رنگ خدایی بپذیرید، چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟»

امام صادق (علیه السلام) راجع به آیه فوق می‌فرمایند: «صبغ المؤمنین بالولایه فی المیثاق ـ خداوند مؤمنین را در زمان میثاق به ولایت رنگ‌آمیزی کرده بود.»

امام خمینی (ره) «فرموده‌اند: «آن اخلاص و محبت شما (بسیجیان) و آن ایثار در راه خدا، بالاترین ارزش است برای شما».

2)     بسیج شجره‌ی طیبه است:

«الم ترکیف ضرب الله کلمهً طیبهً کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کلّ حین بِإذن ربها و یضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون ـ سوره ابراهیم آیات 24 و 25ـ

آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه‌ی آن ثابت و شاخه‌ی آن در آسمان است. هر زمان میوه‌ی خود را به  اذن پروردگارش می‌دهد و خداوند برای مردم مثلها می‌زند شاید متذکر شوند.»

منظور از کلمه‌ی طیبه ممکن است کلمه‌ی توحید باشد، و یا اوامر و فرمانهای الهی و یا ایمان و یا اینکه شخص مؤمن (بسیجی) باشد.

ویژگیهای این درخت پاکیزه که منظور همان مؤمن و بسیجی است:

1/2ـ شجره: موجودی است دارای رشد و نمو، نه بی‌روح، و نه جامد و بی‌حرکت، بلکه پویا و رویا و سازنده‌ی دیگران و خویشتن.

2/2ـ طیبه: این درخت پاک است و طیب، از هر نظر (منظره‌اش پاکیزه، میوه‌اش پاکیزه، شکوفه و گلش پاکیزه، حتی نسیم آن ...)

3/2ـ این شجره دارای تشکیلات و نظام حساب شده‌ای است (رده‌های مقاومت بسیج).

4/2ـ اصل و ریشه‌ی آن ثابت و مستحکم است بطوری که طوفان‌ها و تندبادها و مشکلات نمی‌توانند آن را از جا بر کنند.

5/2ـ و فرعها فی السماء: شاخه‌های این شجره در یک محیط پست و محدود نیست بلکه بلندِ آسمان جایگاه آن است، (افق فکر آنها محدود به دنیای کوچک نیست).

6/2ـ کل حین: اما نه در یک فصل یا دو فصل، بلکه در هر فصل، یعنی هر زمان که دست به سوی شاخه‌هایش دراز کنی محروم بر نمی‌گردی.

7/2ـ باذن ربها: میوه دادن او هم بی‌حساب نیست، بلکه مشمول قوانین آفرینش است و به اذن پروردگارش میوه‌ی خود را به همگان ارزانی می‌دارد.

امام خمینی (ره): «بسیج شجره‌ی طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می‌دهد.»

3)      شجاعت و شهامت بسیجیان:

«و لا تنهوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین ـ

غمگین نباشید، اگر بر مسیر ایمان ثابت بمانید، پیروزی نهایی از آن شماست ـ آل عمران آیه 139»

امام خمینی (ره) در این خصوص می‌فرمایند: «آنچه برای اینجانب غرورانگیز و افتخار آفرین است، روحیه‌ی بزرگ و قلب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت طلبی این عزیزان (بسیجیان) که سربازان حقیقی ولی‌الله الاعظم ارواحنا فداه هستند، می‌باشد و این است فتح الفتوح».

4)     بسیجیان همیشه پیروز:

«و ان جندنا لهم الغالبون»

و لشکر ما در تمام صحنه‌ها پیروزند. (صافات آیه 173)

در آیات 47 از سوره‌ی روم، 40 از سوره‌ی حج، 51 از سوره‌ی غافر و 21 از سوره‌ی مجادله نیز نظیر این مطلب آمده است.

و امام خمینی (ره) فرمود: «افتخار بر رزمندگانی که جبهه‌های نبرد را با مناجات خویش و راز و نیاز با محبوب خود عطرآگین نموده‌اند. فخر و عظمت بر جوانان عزیزی که در راهی قدم برداشته و پاسداری از مکتبی می‌کنند که شکست‌ناپذیر و سر تا پا پیروزی است.»

5) استقامت و پایداری بسیجیان:

«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا، فتتنزّل علیهم الملائکه... ـ کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند. ملائکه بر آنها نازل می‌شوند و... ـ فصلت آیه 30»

امام علی (علیه‌السلام) در خطبه‌ی 176 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «شما گفتید پروردگار ما الله است، اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید، در راهی که فرمان داده استقامت کنید و از دایره‌ی فرمانش خارج نشوید».

امام خمینی (ره): «به شما (بسیجیان) که با مبارزات خویش، روی ابرقدرتها را سیاه کردید، درود می‌فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم... اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه‌ی کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم».

6)     بسیجی تابع ولایت:

«یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله

ای کسانی که ایمان آورده‌اید چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید و پیشی مگیرید. حجرات آیه‌ی اوّل»

از جمله شأن نزولی که برای این آیه در تفسیر نمونه ج 22 آمده این است که: حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به هنگام حرکت به سوی «خیبر» می‌خواست کسی را به جای خود در «مدینه» نصب کند، عمر شخص دیگری را پیشنهاد کرد، آیه‌ی فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پیشی مگیرید.

منظور از مقدم نداشتن چیزی در برابر خدا و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، پیشی نگرفتن بر آنها در کارها و ترک عجله و شتاب در مقابل خدا و حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

در برابر رهبر نباید در هیچ کار و هیچ سخن و برنامه‌ای پیشی گرفت و شتاب و عجله کرد. حتی نباید در مسائل بیش از اندازه‌ی لازم سؤال و گفتگو کرد، باید گذاشت که رهبر خودش به موقع مسائل را مطرح کند.

در تاریخ زندگی حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) موارد زیادی دیده می‌‌شود که افرادی بر فرمان او پیشی گرفتند، عقب افتادند و از اطاعت او سرپیچی نمودند و مورد ملامت و سرزنش شدید قرار گرفتند. (فتح مکه، داستان حجه‌الوداع، تخلف از لشکر اسامه و داستان قلم و دوات و...)

7)      آگاهی و آمادگی برای جهاد:

«یا ایها الذین آمنوا خذوا حذرکم فانفرو ثبات اوانفروا جمیعاً ـ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آمادگی خود را حفظ کنید و در دسته‌های متعدد یا به صورت دسته‌ی واحد به سوی دشمن حرکت کنید. ـ نساء آیه 71»

امام خمینی (ره): «امروز روز عاشورای حسینی است، حسینیان آماده باشید، نهراسید که نمی‌هراسید، کمربندهاتان را محکم کنید. ای آزادگان و احرار بپاخیزید.»

«در هنگام خطر ملتی سر بلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند.»

و مقام عظمای ولایت فرموده‌اند: «همه‌ی نیروهای مسلح باید هوشیار باشند، اما بسیج احتیاج به هوشیاری مضاعف دارد».

و فرمودند: «بسیجیان سلحشور باید همواره آماده و هوشیار باشند تا در مواقع لزوم به وظیفه دفاع مقدس قیام کنند».

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:23  توسط رسول جلالي  | 

شبکه خبر در حال پخش مستقيم از فرودگاه بين المللي بيروت :


سيد حسن نصرالله ، مقامات ارشد لبناني و چند تن از مقامات ايراني ، منتظر فرود هواپيماي حامل حاج احمد متوسليان و 3 تن ديگر از اسرا هستند ... 


9:30 شب ، هواپيما آرام بر زمين مي نشيند .


آرام آرام ، اسيران لبناني و فلسطيني پياده مي شوند و با سيد حسن نصرالله و مقامات مصافحه مي کنند


همه منتظر 4 ديپلمات ايراني هستند ، اما خبري نيست ...


چند دقيقه بعد ، خبرنگار تلويزيون اعلام مي کند :


4 اسير ايراني همين حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند .


آري ؛خبر حقيقت دارد ،


خودشان هستند ، اما ... اصلا چهره هايشان قابل شناسايي نيست !


حاج احمد خيلي شکسته شده ،موها و محاسنش هم کاملا سفيد شده ... 


نزديک به نيمه شب است و کنفرانس خبري 4 ديپلمات برگزار مي شود .


چهره هاي نوراني و مظلومي که در پي سالها اسارت ، شکسته و مجروح شده اند ؛ در مقابل دوربين خبرنگاران قرار دارند .


سخن با کلام حاج احمد آغاز مي شود :کلامي از قرآن درباره وعده به مومنين و مجاهدين و پس از آن يادي از امام خميني (ره) ...


خبر دارند که ديگر امام در ميانشان نيست و با اشک از ادامه راه او مي گويند ..


شرح ماوقع آغاز مي شود و از روز چهاردهم تيرماه سال 1361 مي گويند که در منطقه برباره در جاده طرابلس ، چگونه به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي فالانژ ربوده شدند و در اين سالها از کجا به کجا منتقل شدند .


از رنج ها و شکنجه ها مي گويند و از رفتار وحشيانه صهيونيست ها با آنها ...


حاج احمد ناگهان از "همت" مي پرسد !


خبرنگاري مي گويد : " او همان اوايل که شما را اسير کردند ، به شهادت رسيد . "


غم ، تمام وجود حاج احمد را فرا مي گيرد و گويي تحمل تمام آن شکنجه ها و رنجهاي اسارت ، از شنيدن خبر شهادت دوست قديمي اش ، آسانتر بوده است ..


از دوستان و همرزمان ديگر سوال مي شود و يکي يکي درباره آنها توضيح داده مي شود 


فردا شده است .


تيتر روزنامه هاي ايران :


" احمد متوسليان ، فرمانده ارشد دفاع مقدس ، به همراه سيد محسن موسوي ، تقي رستگار مقدم و کاظم اخوان ، پس از 26 سال اسارت ، از زندان هاي رژيم صهيونيستي آزاد شدند . "


پخش عادي شبکه ها قطع مي شود و خبر ورود 4 اسير را اعلام مي کند :رهبر معظم انقلاب به همراه جمعي از فرماندهان نيروهاي مسلح ، به استقبال حاج احمد متوسليان و ديگر اسيران ايراني آمده اند .


 حاج احمد متوسليان با رهبر انقلاب مصافحه مي کند و آيت الله خامنه اي هم با ذکر خاطراتي از دوران جنگ ، تبسم را بر لبان حاضران مي نشاند .حاج احمد با تک تک فرماندهان مصافحه مي کند و بعضي ها را هم بيشتر در آغوش مي گيرد و گريه مي کند .


سعي مي کند نشان ندهد که چه احساسي نسبت به افراد دارد اما مي توان فهميد که حاج احمد از دست خيلي ها ناراحت است ..


تلوزيون ، چند روزي است که مستقيم و غيرمستقيم ، تصاوير مربوط به اين بازگشت را نشان مي دهد .


در ميان مردم ، صحبت هايي در گرفته که : " واکنش متوسليان به اقدامات همرزمان قديمي اش چيست؟! "


حاج احمد خبر ندارد که آن دوستش ، ميلياردها تومان خرج انتخابات کرده است و دوست ديگرش به چاپلوسي و کسب جايگاه مشغول است و هر کدام با ديگري در حال دعوا هستند !


از چند زنه شدن !!! برخي همرزمانش آگاه نيست و تازه مي فهمد که قراردادهاي کلان فلاني که زماني همرزمش بوده است ، براي چه کاري صورت گرفته است ..


حاج احمد در حال قدم زني در خيابان است ،اما کسي او را نمي شناسد !!


در و ديوارهاي شهر ، تبليغ کالاها و بازيگران سينما و خوانندگان را نمايش مي دهد


دخترک هاي خياباني با آن وضع نا به هنجارشان دل حاجي را مي لرزانند ..


باز با خود مي گويد :سردرگمم !


نمي دانم 26 سال از وطنم دور بوده ام يا مانند اصحاب کهف در خوابي 300 ساله به سر مي بردم ؟!


اين همه تغيير و تحول در اين مدت 25 ساله اتفاق افتاده ؟!


اين همه تقلب و فراموشي ارزشها و خيانت دوستان و رزمندگان ، در عرض اين سالها که نبوده ام رخ داده است


حاج احمد ، تازه در حال آشنايي با اين روزگار غريب است ؛


روزگاري که فقط جاه و مقام و قدرت طلبي ، حرف اول را در آن مي زند و ارزش هاي انساني و معنويات در کمتر کسي ديده مي شود ..ايران سال 87 ، براي او چندان پيشرفته نيست و از اين بابت تاسف مي خورد !


تاسف مي خورد که چرا تا به حال شهيد نشده است و به همت و باکري نپيوسته است ..


آري ،او هم مانند اصحاب کهف ، آرزوي مرگ مي کند و همه را به ياد جمله امام خميني مي اندازد :


" از خدا مي خواهم که به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد . ما همه راضي هستيم به رضايت او ، از خود که چيزي نداريم ؛ هر چه هست اوست . والسلام " (6/ 1/ 68)
کاش رويا نبود داستان آمدنت سردار

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:19  توسط رسول جلالي  | 

ديروز الو!الو ! يا حسين . آنجا جبهه است ؟؟؟

امروز شماره مورد نظر در دسترس نمي باشد the mobile set is off .عشق بي پاسخ

 

ديروز خدا همراهمان بود

امروز تلفن همراه ...

 

 

ديروز پلاك ها آدرسي از بهشت ..
امروز همه آدرس ها گم .

 

ديروز زنده باد بسيجي ، بي حجاب محتاج نگاه ديگران است

امروز ، نگاه زاده علاقه است ، حجاب كيلو چند ؟؟

 

 

ديروز ، آهنگران / شجريان ، صداي خاطره ها

امروز ، جونيفر لوپز ، انريكو ، شكيلا

 

ديروز، آب و آيينه و قرآن ، خدانگهدار.

امروز ، گود نايت ، باي باي

 

ديروز جبهه ، جنگ ، كربلا

امروز، بزن به سيم آخر ، ديوونه شو مثله ما

 

 

ديروز كربلاي 1 ، كربلاي 2 ، كربلاي 3

امروز 50 ميليارد باد هوا ، خيالي نيست

 

ديروز ماشين اداره ، بيت المال
امروز ماشين اداره ، مال البيت

 

ديروز ، پاي مصنوعي ، دستان نا مرئي

امروز ، اعتياد ، هپاتيت ،HIV

 

 

ديروز ، نه شرقي نه غربي ...

امروز ، تئوري قرص هاي اكستازي

 

ديروز سلام بر چشمان شيشه اي
امروز يك ميليون جراحي بيني ، لنزهاي رنگي

 

ديروز آژير قرمز ، اضطراب هاي زرد ، انتظار هاي سپيد

امروز ، عشق هايي كز پي رنگي بود.... .

 

 

ديروز سفر به چزابه ، از كرخه تا راين ، بوي پيراهن يوسف

امروز " توكيو بدون توقف "

 

ديروز ، انبوه جانبازان شيميايي

امروز  راديو فردا ، موج BBC

 

ديروز، غروب جمعه انتظار ..

امروز ، غروب شد باز خيالت به سرم زد

 

 

ديروز ، وضعيت زرد ، آژير قرمز ، خطر

امروز ، كمر بند هاي لاغري بي خطر

 

 

ديروز ، عشق ، ايثار ، فداكاري

امروز ، بي خيال بابا بيا پارتي

 

ديروز، نخل هاي افسرده ، زيتون هاي كال

امروز ،CD جشن جديد استقلال

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:17  توسط رسول جلالي  | 

 می فهمم ، خوب می فهمم که هیچ کس نمی تواند به آسانی مثل اون ها بشه ،

اون هایی که بدون هیچ ادعایی رفتند ، چه طور میشه آدم به آسانی از همه چیز

دل بکنه ؟!

به خدا اون ها یه چیزی داشتند که بدون هیچ توقعی برای من و تو رفتند جنگیدن ...

یه چیزی داشتند که الان من ندارم ، که الان از نبود همون چیزه که من غرق گناهم !

یه چیز داشتند ....


در این شکی نیست که خیلی چیز ها داشتند که الان من ندارم اما مهم ترین چیز

این بود که اون ها درک کرده بودند که وقتی خدا میگه شهدا زنده اند یعنی زنده اند

نه مثل من که هنوز نمی تونم خوب درک کنم ، نه مثل من که هنوز از شدت گناه

می ترسم قدمی بردارم ، از ترس این که اگر بمیرم ، حتما میرم جهنم با این همه

گناه ، منی که هنوز درک نکردم اگر خالصانه شهید بشیم ، اولین قطره ی خونمان

که روی زمین می چکد گناهانمون آمرزیده میشه ، هنوز درک نکردم !!!

خدایا این بار دعا می کنم :

اللهم ارزقنی درک الشهادت و بعده سعادت الشهادت فی سبیلک

*  آمین  * 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:58  توسط رسول جلالي  | 

می خوام براتون یه قصه بگم ، قصه ی پر غصه

یه روز هایی ، یه مرد هایی ، به خاطر من و تو

رفتن که مثل شمع بسوزند تا ما توی روشنایی باشیم

سال ها گذشت و شمع ها یکی یکی دارن خاموش می شن

اما !!!

ما با خانواده های این شمع های دلباخته چه می کنیم ؟

خانواده هایی که مرد هاشون به خاطر ما ، که فکر می کردن ناموسشونیم


رفتن و ما داریم خانواده هاشون هم می سوزونیم !!!

اینه پاداش کارشون ؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:56  توسط رسول جلالي  | 

 

پروردگارا ! به حق پیامبرانی که آنهارا برگزیدی وبه گریه های حسن وحسین

 در فراق من از تومی خواهم .

گناهان شیعیان من وشیعیان فرزندان مرا ببخشایی.(ذخائر العقبی)  

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 14:58  توسط رسول جلالي  | 

+ وصيت نامه فاتح خرمشهر شهيد حاج احمد کاظمي

الله اکبر

 اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علياً ولي الله

 خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم که از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه کس هستي و قادر توانايي، اي خداوند کريم و رحيم و بخشنده، تو کرمي کن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

   نمي‌دانم چه بايد کرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند کلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم که نمي‌دانم کدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، که در يک کلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌کرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم کن، اي خدا يا رب العالمين.

  راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر کرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل کنم. اي خداي کريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و کريم، تو کمک کن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

 گرچه بدم ولي خدا تو رحم کن و کمک کن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌کنم، از روي سرکشي نيست. بلکه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فکر مي‌کنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي کريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، کار خوب نکردن، بنده خوب نبودن،... ديگر...

 حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عکس نگاه مي‌کنم. از درد سختي که تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم که بايد سختي دوران را طي کنم. الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همه بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

  منزل ظهر جمعه 6/4/82

 اللهم الرزقنا توفيق الشهاده في سبيلک

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:19  توسط رسول جلالي  | 

شهید حاج محمد ابراهیم همت:

....... و وجدان قاضی خوبی است.شبها بنشینیم این وجدان را قاضی کنیم.امروز من کار خود را کردم یا نکردم.وجدانتان به شما می گوید چکار کنید.نه بگویید فرمانده ی لشکر،نه بگویید فرمانده ی گردان،نه فرمانده ی تیپ.وجدانتان را قاضی کنید، ببینبد آن وظیفه ای که بر عهده ی شما بود انجام داده اید یا نه.

 شهید حاج محمد ابراهیم همت:

به خدای یکتا پناه می برم،از آن عزیز مقتدر مدد و استعانت می جویم،تا باری را که به شانه گرفته ام با سربلندی و سر افرازی به مقصد برسانم.تنها به یاد خدا باشید،به او پناه ببرید و توکل به خدا داشته باشید.

 

شهید حاج محمد ابراهیم همت:

ما هرچه داریم از شهدا داریم و انقلاب خون بار ما حاصل خون این عزیزان است.جنگ در تمام تاریخ بشریت،چه در لیست استکبار و چه در جنگهای اسلامی و در صدر اسلام و تمام غزواتی که پیامبر شخصا در آنها حضور داشت همیشه این مشخص بود که جنگ حالت سکه ی چند رو دارد

  همسر شهید همت می گوید:

از اینکه منتظر پایان جنگ بودیم،دلگیر می شد.می گفت:این خواسته ها و آرزوی مردم عادی است که عمق و ارزش واقعی جنگ را نمی فهمند.خداوند بنده اش را  که خلق کرده او را در معرض آزمایش و امتحان قرار می دهد و امتحان در راحتی و راحت طلبی نیست،بلکه در سختی است.

یکبار پرسیدم:کی می شود جنگ تمام شود و ما یک زندگی راحت و معمولی داشته باشیم.

با ناراحتی گفت:این را مطمئن باش روزی که جنگ ایران و عراق تمام شود،آن روز اولین روز فراق ما خواهد بود.چرا که در آن صورت وضعیت فرق خواهد کرد.اگر الان جنگ در این طرف مرز است،بعد از نابودی حکومت بعث عراق،جنگ به آن طرف مرزها کشیده می شود.

اینها همه نشانه ی عشق او به شهادت بود.

یکبار می گفت:من دو آرزو دارم،اولین آرزو شهادت است و دومی که مهمتر از آرزوی اولم  است،این که لحظه ای بعد از امام نفس نکشم.همیشه در دعاهایم از خداوند درخواست کرده ام برای لحظه ای هم که شده،مرا زودتر از امام پیش خود ببرد.

                                                                           سردار خبیر

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:10  توسط رسول جلالي  | 

هترين زن  : حضرت فاطمه زهرا (س)

بهترين باغ  : بهشت

بهترين قصه  : قصه حضرت يوسف (ع) در قرآن

بهترين علما :  نماز اول وقت

بهترين واجب :  نماز

بهترين عيد  :  عيد سعيد غدير خم

بهترين مال  :  مال حلال

بهترين خانه  : كعبه

بهترين موجودات  : انسان

بهترين شب ها  :  شب هاي قدر

بهترين روز  :  روز جمعه

بهترين ماه :  ماه مبارك رمضان

بهترين دين  :  اسلام

بهترين كتاب  :  قر آن كريم

بهترين جمله  :  لا اله لا الله

بهترين خوردني  :  عسل

بهترين مذهب :  شيعه دوازده امامي

بهترين نوشيدني  :  شير

بهترين نمازها :  نماز جماعت

بهترين كار خير :  فرياد رسي داد خواهان

بهترين رنگ  :  سفيد

بهترين نام  :  نام گرامي رسول اكرم (ص) ((محمد))

بهترين فرزند :  فرزند صالح

بهترين سنگ : حجر الا سود

بهترين دوست  :  كتاب

بهترين گل :  گل محمدي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:6  توسط رسول جلالي  |